على ربانى گلپايگانى
51
درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )
كتب تاريخى به نظر نمىرسد . شواهد مطلب چهارم را نيز پيش از اين يادآور شديم ؛ چنانكه به پارهاى از شواهد و دلايل سه مطلب نخست نيز اشاره گرديد . اينك براى روشنتر شدن مسأله برخى ديگر از دلايل و شواهد آن را يادآور مىشويم : پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و امامت على عليه السّلام نصوص مربوط به امامت على عليه السّلام ( اعم از قرآن و سنت ) بسيار است . و در اينجا نمىتوان به تفضيل آنها را تبيين نمود . در بحثهاى آينده در جاى مناسب به اين مسأله بازخواهيم گشت . در اينجا به تبيين يكى از آن نصوص نخستين كه آنها به شمار مىرود بسنده مىكنيم و آن عبارت است از « حديث يوم الدار » . به نقل محدّثان ، مورّخان و مفسّران اسلامى آنگاه كه آيهى كريمهى وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ « 1 » بر پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله نازل شد ، آن حضرت خويشاوندان خود را در منزل عمويش ابو طالب گرد آورد . آنان حدود چهل نفر بودند . پس از آنكه پذيرايى شد ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دعوت خود را به آنان ابلاغ كرد و چنين گفت : اى فرزندان عبد المطلب ، سوگند به خدا ، در ميان عرب جوانى را نمىشناسم كه براى قوم خويش بهتر از آنچه من براى شما آوردهام ، آورده باشد . من چيزى را آوردهام كه خير دنيا و آخرت شما را دربردارد . خداوند مرا فرمان داده است تا شما را به توحيد دعوت كنم . هريك از شما كه مرا در اين مأموريت يارى دهد ، برادر ، وصى و جانشين من خواهد بود . سخن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به پايان رسيد ، آنان سكوت كرده
--> ( 1 ) . شعراء / 214 .